|
مهندسی ایمنی
|
مديريت تغيير و نقش آن دربهبود مستمرسيستم هاي مديريت HSE
غلامرضا بهمن نيا – معاون عمليات شركت پالايش گاز سرخون وقشم – شركت ملي گاز ايران
نماينده مديريت در سيستم مديريت IMS
چكيده :
امروزه " تغيير" در بسياري از صنايع رقابتي جهان يك فرايند مستمر و استراتژيك محسوب شده و لازمه بهبود و تعالي سازمانها در راستاي اهداف كسب و كار و موفقيت هاي تجاري است .كاربرد يك مدل فرآيندي مناسب مديريت تغيير Management of Change بعنوان يكي از عناصر بنيادين سيستمهاي مديريتي HSE نقش بسيار برجسته اي در استقرار ، توسعه و بهبود اين سيستم مديريتي داشته و مي تواند ضامن تداوم فعاليت هاي بهبود مستمر سازمانها گردد. در اين مقاله با معرفي يك مدل HSE نمونه ، به تشريح فرايند مديريت تغيير و نقش آن در بهبود مستمر، عوامل كليدي موفقيت )CSF) و ارتباط آن با سيستمهاي مديريت كيفيت سازمانها پرداخته شده است.
مقدمه :
استقرار سيستمهاي مديريت HSE ( مديريت بهداشت ، ايمني و زيست محيطي ) در سازمانها ،شركتها و صنايع بزرگ و كوچك در جهان، همواره بر اساس يكسري خطوط راهنماي ( Guide line ) تعريف شده انجام گرفته كه عموما" از ساختار مشابهي برخوردارند. خطوط راهنماي E & P Forum ( گزارش شماره 6.36 - 210 ) مربوط به مجمع بين المللي اكتشاف و توليد صنايع نفت، خطوط راهنماي Global HSE Mange .sys. مربوط به شركت Schlumberger و خطوط راهنماي HSE مربوط به شركتهاي معروفي نظير TOTAL , SHELL , BP همگي به انحاء مختلف سيستمي از مديريت را تعريف كرده اند كه با تكيه بر عناصر كليدي خود و در قالب يك ديدگاه فرآيند گرا ، توسعه ، استقرار و حفظ HSE – MS را مدنظر داشته اند . توجه ويژه سازمانها و شركتهاي بزرگ نفت و گاز و پتروشيمي در جهان به اين سيستم مديريتي يكپارچه، حاكي از اهميت آن در طرح ريزي و توسعه محصولات، خدمات و فرآيندها با در نظر گرفتن ملاحظات بهداشتي، ايمني و زيست محيطي آنهاست . مديريت تغيير Management of Change ( MOC ) بعنوان يكي از عناصر كليدي سيستمهاي مديريت HSE نقش بسيار برجسته اي در كنترل ايمني ، بهداشت و زيست محيطي تاسيسات صنعتي و فعاليت هاي مربوطه دارد. مرور و ريشه يابي علل حوادث بزرگ جهان نظير انفجار در تاسيسات شيميايي Flixborogh انگليس، انتشار گازهاي سمي در تاسيسات Bhopal هند و يا انهدام كامل سكوي حفاري و استخراج نفت خام Piper Alpha در درياي شمال و صدها نمونه مشابه ديگر در صنايع نفت و گاز و پتروشيمي شاهدي بر اين مدعاست كه استقرار و حفظ " مديريت تغيير " از عوامل كليدي موفقيت ( CSF ) سيستمهاي مديريت HSE است. در واقع هدف از مديريت تغيير در HSE ، حصول اطمينان از كنترل ريسكهاي بحراني است كه به واسطه تغيير در ساختار سازماني ،تجهيزات ، مواد مصرفي ،روشهاي اجرايي ( عملياتي ، تعميراتي و .. ) در سازمانها و شركتها بوجود مي آيد . در اين مقاله سعي شده تا با مرور كوتاهي بر يك سيستم مديريت HSE به ابعاد گوناگون استقرار فرآيند MOC در سازمانها بويژه صنايع نفت و گاز و پتروشيمي بعنوان فرآيند تضمين بهبود مستمرسيستم مديريت HSE بپردازيم .
سيستم مديريت HSE در يك نگاه :
سيستمهاي مديريت HSE ، عموما" از عناصر كليدي مشابه و مشتركي برخوردارند كه در يك چرخه بهبود مستمر با يكديگر تعامل موثري دارند
· رهبري ، تعهد و پاسخگويی
مديريت ارشد سازمان ، بعنوان هسته مركزي مدل HSE ،مهمترين نقش را در استقرار ،توسعه و بهبود سيستم مديريتي HSE داشته و بايستي بعنوان يك رهبر و با شركت فعال در HSE ، تعهد و اعتقاد راسخ خود را در سازمان به نمايش بگذارد . مديريت و يا رهبري بايستي نقش الگوي رفتاري HSE را در سازمان ايفا نموده و با تعريف شفاف وظايف و مسئوليت ها در سازمان و با تامين منابع مورد نياز و همچنين پايش و اندازه گيري ،بازنگري و بهبود مستمر عملكرد مديران و كاركنان،ضمن ترويج فرهنگ HSE ، نهايتا" پاسخگويي آنها در برابر HSE را همواره مدنظر قرار دهد .
· خط مشي و اهداف :
خط مشي و اهداف HSE بايستي به تمام سطوح سازمان انتقال يافته و مورد اجرا قرار گيرد .
· سازمان و مسئوليت ها :
وظايف و مسئوليت هاي سازماني بايستي بطور شفاف تعريف شده و منابع مورد نياز جهت دستيابي به اهداف تعيين شده HSE ،تامين گردد .
· طراحي و طرح ريزي :
مفاهيم و اصول HSE ، بايستي در كليه مراحل طراحي ،توسعه ، توليد و ارائه محصولات ،تجهيزات و خدمات جاري گردد . طرح مديريت در شرايط اضطراري بايستي برقرار شده و جهت حصول اطمينان از حفاظت كامل نيروي كار ، مشتريان ، جامعه ، محيط زيست و آبروي سازمان در هنگام وقوع حوادث ، اثربخشي آن بطور مستمر آزموده شود .
· ارزيابي و مديريت ريسك :
مديريت ريسك يك فرآيند مستمر است كه بعنوان سنگ بناي مديريت HSE شناخته مي شود . شناسايي عوامل بالقوه آسيب رسان (Hazard ) و ريسكهاي مرتبط با فعاليت هاي جاري در سازمان ، بايد بطور منظم انجام گيرد . در راستاي مديريت ريسكها بايستي اقدامات اصلاحي مناسبي براي جلوگيري و يا كاهش اثرات رويدادها و حوادث بالقوه صورت پذيرد .
· مديريت پيمانكاران و تامين كنندگان :
پيمانكاران و تامين كنندگان بايستي مديريت شوند تا سازمان از انطباق تجهيزات ، محصولات و خدمات آنها با استانداردهاي HSE اطمينان حاصل نمايد .
· سيستمهاي ايمن كار :
تمامي عمليات و فعاليت ها در سازمان بايستي مطابق با استانداردها و روشهاي اجرايي تعريف شده ،هدايت شده تا ازعملكرد كامل HSE اطمينان حاصل گردد . بهبود مستمر بايستي ترويج يافته و با مشاركت فعال كاركنان ، مورد پايش قرار گيرد ." مديريت تغيير " يكي از مهمترين خواسته هاي اين معيار كليدي است .
· مستندسازي و بررسي مجدد عملكرد :
ايجاد و ثبت اطلاعات دقيق در عمليات و محصولات بسيار ضروري است . اطلاعات ضمن رعايت موارد امنيتي ،بايستي همواره توسط افراد مجاز قابل دسترسي باشند . شاخص هاي عملكردي بايستي در حوزه هاي كليدي HSE شناسايي ، هدفگذاري ،اندازه گيري و گزارش شوند تا بتوان بهبود مستمر عملكرد HSE را پايش نمود .
· پايش و بهبود مستمر :
سازمان بايستي متناوبا" نحوه استقرار و انطباق سيستم مديريتي HSE خود را مورد ارزيابي قرار دهد تا از تناسب و كفايت اثربخشي فرآيندها در تمام فعاليت هاي خود مطمئن گردد . اين ارزيابي شامل خود ارزيابي داخلي و ارزيابي خارجي مي باشد . سازمان از اطلاعات اين ارزيابي ها به منظور بهبود فرآيندها و عملكرد خود استفاده مي كند .
تغيير لازمه بهبود و تعالي در سازمانهاي پيشرو است و مديريت تغيير بي شك مهمترين عامل در مديريت موقعيت هاي بهبود با ريسك هاي كنترل شده مي باشد .
تغيير و فرآيند مديريت تغيير در HSE :
تغيير ،تصميمي آگاهانه درخصوص جايگزيني ،تعويض ، كم كردن ، اضافه كردن ، اصلاح و يا توسعه يك واحد صنعتي ، يك تجهيز ،مواد مصرفي ، روشهاي اجرايي ،دستورالعمل هاي عملياتي ،قوانين و مقررات و حتي ساختار سازماني يك شركت است و به عبارتي مديريت تغيير ،يك مديريت آگاهانه مبتني بر تحليل و پيشگيري از ريسك هاي بحراني است كه به واسطه تغيير مي تواند در سازمان بوقوع بپيوندد .
بطور نمونه ، شرايطي كه مي توان آن را به عنوان " تغيير " در يك واحد صنعتي مدنظر قرار داد عبارتند از :
· ورود ماده شيميايي جديد خطرناك
· تغيير در فعاليت هاي جاري - تغيير در تكنولوژي هاي فرآيندي با استفاده از مواد جديد و يا خطرناك .
· نگهداشت مقادير زيادي از مواد شيميايي جديد در محوطه .
· اضافه شدن دستگاه جديد ، فرآيند جديد ، ساختمان جديد ، واحد جديد ، تجهيز جديد
· تغييرات در طراحي و يا بازسازي فرآيندها ، ساختمانها ، واحد و يا تجهيزات موجود
· معرفي فرآيندها ، ساختمانها ، واحد و يا تجهيزات موقت
· افزايش و يا كاهش در ظرفيت طراحي تجهيزات
· از كار انداختن موقت و يا دائم واحد و يا بخشي از آن
· راه اندازي مجدد واحدي كه مدتها در حال كار نبوده است
· تغيير در كدها و استانداردهايي كه در تاسيسات مورد استفاده قرار مي گيرند
· تغيير در دستورالمعل هاي ايمني ،زيست محيطي و ...
· تغيير در محتوي روشهاي اجرايي مديريتي ، عملياتي ،مهندسي و واكنش در شرايط اضطراري وروشهاي كنترل عمليات .
· تغيير در تواتر و يا طبيعت فعاليت هاي بحراني ( نظير تعميرات ، بازرسي و ... )
· تغيير در ساختار سازماني ، پيمان سپاري فعاليتها ، كاهش نيروي انساني و جابجايي افراد .
· تعريف مجدد نقش و مسئوليت افرادي كه فعاليت هاي بحراني انجام مي دهند .
· تغيير در افرادي كه روي پست هاي ايمني قرار گرفته اند.
· ورود گروه پيمانكاري جديد .
· تغيير در برنامه و يا تغيير در آرايش استقرار سيستمهاي پايش و كنترل تاسيسات .
· تغيير در رنج عملياتي تجهيزات ابزار دقيقي .
· تغيير در Set-Point آلارم ها ، سيستمهاي S/D ، شيرهاي اطمينان و ...
· تعريف مجدد " پارامترهاي عملياتي بحراني " COPها .
· باي پاس كردن و يا از سرويس خارج كردن يك سيستم كنترلي ( نظير شيرهاي اضطراري و ... )
· تغيير و تحول در زمينهاي اطراف تاسيسات ، ساخت و سازهاي جديد ، فعاليت هاي پيمانكاري موثر بر فعاليت هاي شركت .
· تغيير در وضعيت تجهيزات و همسايگان و ... خطوط لوله و يا هر شبكه برق / آب / گاز ... نزديك به تاسيسات .
هر يك از تغييرات فوق الذكر مي تواند موقت يا دائمي ، بحراني يا اضطراري باشد در هر صورت بايستي توجه نمود كه فقط تغييرات اوليه ( اولين تغييرها ) هستند كه نياز به ارزيابي و آناليز براي شناسايي خطرات بالقوه و ريسكهاي احتمالي همراه دارند . روش اجرايي فرايند مديريت تغيير عموما" از 7 مرحله اصلي زير تشكيل مي شود :
1- تقاضاي اوليه :
در واقع فردي كه اولين پيشنهاد را ارائه مي نمايد ،بنام متقاضي شناخته مي شود . متقاضي مي تواند يك مدير ، سرپرست ، مهندسي يا پرسنل بهره بردار باشد . تمامي كاركنان در تمام سطوح و حتي پرسنل پيمانكار نيز در ارائه پيشنهاد آزاد بوده و مي توانند پيشنهاد " تغيير " ارائه نمايند . بسيار مهم است كه فرد پيشنهاد دهنده در اجراي طرح تغيير دخيل باشد و فرمهاي مربوطه براحتي در اختيار همگان قرار گيرد .
براي تعريف دقيق تغيير توسط متقاضي ، بهتر است كه تغييرات در دسته هاي مشخصي طبقه بندي شوند :
· تغيير در نوع مواد و كالاهاي خطرناك انبار شده و يا مورد استفاده .
· تغيير در مقررات ، قوانين ، استانداردها و دانش فني و عملياتي .
· تغيير در طراحي مهندسي ، تكنولوژي و يا عمليات فرآيندي .
· تغيير در ساختار سازماني ، كاركنان و يا وظايف و مسئوليتهاي افراد .
· تغيير در روشهاي اجرايي و يا دستورالمعل هاي مربوطه .
· تغيير در نرم افزار سيستمهاي كنترلي و S/D .
· تغييرات موقت در پروسس ( استفاده از كنارگذارها ) و يا از كار انداختن آلارمها و سيستمهاي S/D .
· عمليات غير عادي .
2- بررسي مقدماتي :
بررسي مقدماتي با توجه به دو هدف زير انجام مي گيرد :
· بررسي اوليه مبني بر شناسايي و ارزيابي مشكل موجود در تقابل با راه حل هاي ارائه شده و تصميم گيري بر اساس تجربه و دانش .
· مشخص نمودن همگون يا ناهمگون بودن تغيير ، دائمي يا موقتي بودن تغيير ، اضطراري بودن و يا بحراني بودن آن كه معمولا" توسط خود فرد پيشنهاد دهنده صورت مي گيرد .
3- ارزيابي كلي و جزء به جزء تغيير :
پس از بررسي مقدماتي ، طرح پيشنهادي به مراحل بعدي ارسال خواهد شد تا مورد ارزيابي كامل قرار گيرد . اين ارزيابي توسط سيستم ارزيابي متشكل از تخصص هاي مختلف ( در قالب كميته هاي MOC ) انجام خواهد شد . براي ارزيابي كلي و دقيق ، بايستي حتما" به موارد ذيل توجه نمود :
· آيا امكان حذف و يا كاهش ريسك هاي مرتبط با تغيير پيشنهادي وجود دارد ؟
· آيا تغيير پيشنهادي از قوانين ، مقررات و استانداردهاي موجود در سازمان تبعيت مي كند ؟
· چه عوامل يا سيستمهايي براي اطمينان از تداوم انطباق تغيير با استانداردها و مقررات مورد نياز خواهد بود ؟
· بطور اخص ، چه عوامل بالقوه آسيب رسان ( Hazard ) جديدي به سيستم اضافه مي شوند ؟ چه مقدار افزايش در عدد ريسك بوجود خواهد آمد ؟
· چه عوامل كنترلي جديدي مورد نياز است ؟
· چه تغييراتي در سيستم HSE لازم است ؟ ( تغيير در روشهاي اجرايي ، كاركنان ، چارت سازمان و غيره ... )
· چه تغييراتي در اعلاميه هاي ياداوري و هشدار و يا صدور مجوزها و گواهينامه هاي جديد و نيز دستورالمعل هاي ايمني ضروري است ؟
· چه تغييراتي در نقشه ها ، روشهاي اجرائي و ساير مستندات فني و غير فني سازمان لازم است ؟
· ضرورتهاي مربوط به قابليت ساختمانهاي موجود ،واحد صنعتي و تجهيزات چيست ؟
· چه نيازمنديهايي تعميراتي و نگهداري جديد به سيستم اضافه مي شود . آيا موضوعات خاصي در بهره برداري وجود دارد ؟
· نيازمنديهايي جديد بازرسي فني و تست هاي مربوط به تغيير چيست ؟
· آيا ليست قطعات يدكي و يا مواد مصرفي موجود نياز به تغيير دارد ؟
· چه نيازمنديهايي آموزشي و تحصيلي و يا اصلاحي بايد به سيستم اضافه مي شود ؟
در ارزيابي كلي تغيير نه تنها بايد به خود تغيير پرداخت بلكه اثرات احتمالي آن را بر ساير حوزه ها ، فرآيندها ، واحدها ، تجهيزات ، كاركنان ، جامعه و روشهاي اجرايي نيز بايد مدنظر قرار داد .
نحوه ارزيابي به طبيعت تاسيسات كه تغيير در آن انجام خواهد شد به طبيعت و شدت خطرات و ريسكهاي مرتبط در آن و طبيعت تغيير پيشنهادي در ارتباط با آن خطرات و ريسكها مربوط خواهد شد . ضمنا" استفاده مناسب از تكنيك هاي متداول جهت تجزيه و تحليل تغيير ،نظير چك ليست ، What – if , Root –Cause , HAZOP , PHA و ... مورد تاكيد بوده و جهت شناسايي راه حلهاي خلاقانه در اجراي هر چه بهتر تغيير ، تشكيل جلسات توفان ذهني ( Brain – Storming ) و تفكر نامحدود توصيه مي شود .
4- تصويب رسمي :
نتايج ارزيابي جزء به جزء و توجه به عوامل بالقوه آسيب رسان در ريسكهاي مرتبط با تغيير و همچنين اثرات آن بر روي مقادير توليد ، كيفيت ، هزينه ها و ... بازخورد مناسبي جهت تصويب يارد تغييرات پيشنهادي است . ارزيابي جنبه هاي زيست محيطي ، شاخصهاي ريسك و بهداشت بر اساس ماتريس هاي مربوطه ، از منابع مهم تصميم گيري است . تصويب رسمي پيشنهاد تغيير ، بايستي توسط مدير ارشد سازمان صورت گرفته و كاملا" شفاف باشد .
استقرار تغيير پيشنهادي :
انجام تغييرات اوليه برروي مستندات و نقشه ها ، قبل از استقرار طرح تغيير ، الزامي است . اين امر شامل تغييرات در نقشه هاي فرآيندي ، دستورالمعلهاي فرآيندي ، اعلاميه ها و هشدارهاي HSE و همچنين تغييرات در شناسايي عوامل بالقوه آسيب رسان ، ارزيابي هاي HSE ، سيستم مديريت HSE ، طرح واكنش در شرايط اضطراري و دستورالعملهاي ايمني در صورت نياز مي باشد . اين تغييرات بايستي مورد تائيد و تصويب قرار گيرند .
هر يك از كاركناني كه به نوعي در تغيير دخالت دارند بايستي آموزشهاي لازم را ببينند . تمامي پرسنل بايستي قبل از راه اندازي تغيير آموزش مربوطه را ديده باشند تا از شروع ايمن عمليات اطمينان كسب شود . مابقي آموزشها بايستي بلافاصله پس از اجراي تغيير انجام گيرند .
قبل از راه اندازي تغيير ، بايستي توسط چك ليست از انجام تغيير مطابق با طرح مصوب اطمينان حاصل نمود . ضمنا" بايستي از عملكرد صحيح عوامل كنترلي نيز مطمئن بود . در صورتيكه يك طرح تغيير باطل شده و يا به حالت اوليه برگردانده مي شود ، بايستي اقدامات انجام شده مجددا" مورد اصلاح قرار گيرند .
5- مستند سازي تغيير :
سوابق كاملي از هر تغيير بايستي نزد سازمان وجود داشته باشد . اين سوابق شامل اطلاعات ذيل خواهند بود :
· دليل و يا علت پيشنهاد تغيير .
· سوابق تمام بررسي هاي اوليه ، بررسي هاي جزء به جزء و ارزيابي هاي تغيير پيشنهادي.
· سوابق تصويب كنندگان تغيير و زمان آن .
· سوابق اصلاحات انجام شده بر روي پيشنهاد تغيير و تائيديه هاي مربوطه .
· سوابق چك ليست هاي پيش راه اندازي تغيير و امضاءهاي مربوطه .
· سوابق روشني از انجام عمليات راه اندازي تغيير .
· سوابق روشني از برگرداندن تغيير به حالت اول .
· سوابق مربوط به كپي نقشه ها و مستندات در قبل و بعد از انجام تغيير .
· سوابق تغييرهايي كه پيشنهاد شده اند اما مورد تائيد قرار نگرفته اند .
6- بازنگري و بازخورد :
بازنگري تغييرات پس از استقرار ، داراي مزاياي زيادي است و در واقع يكي از مهمترين بخشهاي فرآيندي بهبود مستمر بشمار مي آيد . سئوالاتي كه بايستي در طول اين بازنگري طرح شوند عبارتند از :
· آيا تغيير انجام شده دقيقا" همان تغييري است كه مورد نظر بوده است و يا آيا تغيير پيشنهادي خود تغيير كرده است ؟ اگر چنين است پس كليه مراحل شناسايي خطرات ، ارزيابي ريسك و تعيين عوامل كنترلي بايستي مجددا" بازنگري شوند .
· آيا عوامل بالقوه آسيب رسان غير منتظره اي در طول استقرار طرح تغيير ، بوجود آمده است ؟ اگر چنين است اين عوامل بالقوه بايستي ارزيابي شده ،طبيعت و اثرات احتمالي آنها ثبت شده و اطلاعات آنها به افرادي كه بايد آنها را بدانند و از تكرار آنها جلوگيري نمايند ، منتقل شود .
· آيا تغيير اثرات مطلوب لازم را بوجود آورده است ؟ اگر چنين نيست و عوامل بالقوه آسيب رسان جديدي به سيستم اضافه شده و عدد ريسك افزايش يافته است ،پس اقدامات لازم براي برگرداندن تغيير به حالت اول بايد مدنظر قرار گيرد .
عوامل بحراني موفقيت ( CSF ) مديريت تغيير :
1- " تغيير " بايستي دقيقا" بر اساس شرايط حاكم در محيط هاي كاري تعريف شود .
2- تعريف تغيير بايستي شامل تمام انواع آن مانند تغييرات فيزيكي ( مربوط به تاسيسات و ... ) ،عملياتي ، روش اجرائي ، ساختار سازماني و ... باشد .
3- تمام تغييرات قبل از اجرا بايد بررسي مجدد و ارزيابي شوند .
4- بررسي هاي مجدد بايستي توسط افرادي با تجربه و با دانش كافي انجام گيرد .
5- بررسي هاي مجدد بايستي در صورت نياز بر مبناي معيارهاي قابل مميزي و ارزيابي هاي دقيق انجام شود .
6- ارزيابي هاي جزء به جزء بايستي توسط افرادي با تجربه و دانش كافي انجام گيرد .
7- ارزيابي جزء به جزء شامل شناسايي عوامل بالقوه آسيب رسان ( Hazards ) و ارزيابي HSE آنها نيز خواهد بود .
8- هر تغييري بايستي از نظر تطابق با الزامات ، مقررات و قوانين مورد بررسي قرار گرفته و از وجود سيستمهاي مناسب و كافي در محل براي تداوم اين انطباق اطمينان حاصل نمود . ( فعاليت هاي تصديق )
9- اقدامات كنترلي ( Control Measure ) همزمان با تعريف تغييرات بايد مورد بررسي كامل قرار گيرند تا از كاهش ريسكهاي باقيمانده تا مرزحدود قابل قبول ، اطمينان حاصل نمود .
10- شاخصهاي عملكردي و استانداردهاي عملكردي بايد برقرار شده و پايش شوند و اقدامات اصلاحي بايد بعنوان نتيجه شاخص پايش ها مدنظر قرار گيرد .
11- بررسي هاي مجدد و ارزيابي ها بايد بطور كامل ثبت شوند . تصميمات اتخاذ شده بايد شفاف و رسما" تائيد شده باشند .
12- در صورت نياز ، بايستي در فرآيند تغيير با كاركنان و يا ساير افرادي كه در معرض آن تغيير قرار دارند و حتي واحدهاي واكنش در شرايط اضطراري مشورت شود .
13- فرآيندهاي QC , QA در طول هر پروژه تغيير بكار گرفته شوند .
14- نقشه ها ،روشهاي اجرايي ، دستورالعمل هاي كاري و ... مناسب با تغييرات پيشنهادي بايد تغيير يافته و بطور كامل اجرا شوند .
15- دستورالعملها و آموزش هاي مورد نياز متناسب با تغيير انجام گيرد .
16- پس از انجام تغيير و به منظور حصول اطمينان از عملكرد صحيح اقدامات كنترلي و وجود يك " چرخه بهبود "Loop Improvement "، تغييرات بايد در زمانهاي تعيين شده مورد بررسي مجدد قرار گيرند .
17- سيستم مديريت تغيير در برنامه زماني تعيين شده بايد پايش و بازنگري شود .
18- فرآيندهايي براي رفع عدم كارايي هاي ثبت شده در حين پايش و بازنگري ، تعريف شده و بكار گرفته شود .
19- پايش مستمري بر تغييرات موقتي انجام گيرد تا قبل از پايان مدت زمان اعتبار تغيير ، در مورد آن تصميم گيري مناسب انجام گيرد .
20- پايش مستمري به فعاليت ها و پروژه هاي تغيير ناخواسته و غيرضروري انجام گيرد .
مديريت كيفيت تغيير :
آنچه مسلم است ، مديريت تغيير ارتباط مستقيمي با مديريت كيفيت سازمان دارد . اگر تغيير انجام شده در سازمان همان تغيير مورد نظر نبوده و يا مورد بازنگري قرار نگرفته باشد ، در اينصورت مقبوليت تغيير و يا عوامل كنترلي تائيد شده ،ديگر معتبر نخواهد بود . در چنين مواردي كيفيت مديريت تغيير غيرقابل قبول خواهد بود . در بازنگري چنين تغييراتي بايستي به علت بروز خطا در فرآيند تغيير پرداخت تا از وقوع مجدد آن جلوگيري نمود . بنابراين اصول مديريت كيفيت بايستي بطور كامل در تمام تغييرات پيشنهادي اعمال گردد . بهترين راه حل اين است كه در مميزي هاي مديريت كيفيت ،مراحل فرآيند مديريت كيفيت نيز مورد مميزي قرار گيرد .
نتيجه گيري :
ارزيابي ، مديريت ، مستندسازي و بازنگري سيتماتيك تغييرات موقت و دائمي ، از اركان اصلي سيستمهاي مديريت HSE محسوب مي شود . بررسي علل وقوع حوداث مهم بويژه در صنايع نفت ،گاز و پتروشيمي حاكي از اين واقعيت است كه يك مديريت تغيير نظام مند ، مي تواند تضمين كننده تداوم فعاليت هاي بهبود مستمر سازمان ها باشد . در واقع تمام تغييرات در سازمانها بايستي از طريق فرآيند تغيير مديريت و هدايت شوند تا از كنترل پيامدهايHSE آنها اطمينان حاصل گردد . يك مديريت تغيير موثر و كارآمد ، علاوه بر كاهش هزينه ها ، مي تواند ضامن حيات سازمانها باشد .
منابع :
1- Management of Change at Major Hazard Facilities MHD GN-28 , Rev 0 ,2001
2- Management of Change, AIGA 010/04, Asia Industrial Gases Association.
3- Hazardous Materials Management Guidelines, pp21, 2004
4- Managing Organizational Change, Safety Information Bulletins. No. 6